حسين قرچانلو
68
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
آنها ؛ مقالهء نهم ، دهم و يازدهم دربارهء حركات پنج ستارهء سرگردان از حيث طول ؛ مقالهء دوازدهم دربارهء پنج ستارهء سرگردان و مقاله سيزدهم دربارهء عرضهاى پنج ستارهء سرگردان و ظهور و اختفاى آنها بحث مىكند . « 1 » بطلميوس كتاب ديگرى به نام كتاب الاربعه يا المقالات الاربعه دارد كه شامل چهار مقاله دربارهء تأثير ستارگان بر سرنوشت جهان است و به منزلهء ذيلى بر المجسطى وى به شمار مىرود كه در دوران منصور عباسى ابو يحيى بطريق ( م . 184 / 800 م ) آن را ترجمه كرد . بعدها در زمان مأمون حنين بن اسحاق و ثابت بن قرّهء حرانى آن را ترجمه كردند . « 2 » بطلميوس بيشتر منجم و رياضيدان بود تا جغرافيادان ؛ به همين دليل اساس كتاب جغرافياى او جدولهاى نجومى است كه عرض و طول نقاط مهم و مسكون جهان را تعيين كرده است تا جايى كه گفته شده كتاب وى مقدمهاى براى ترسيم يك نقشهء جغرافيايى بوده است . شايد هدف بطلميوس اين بوده كه نقشهء زمين را رسم كند نه اينكه به وصف آن بپردازد . « 3 » جدولهاى نجومى سادهاى كه بعدها از المجسطى استخراج شد و احيانا با جدول شهرهاى بزرگ ارتباط داشت شهرت فوقالعاده يافت . اخيرا معلوم شده كه اين جدولها كتابى مستقل بوده و متعلق به بطلميوس است ؛ ولى جدولهاى نجومى ساده را به ثاون « 4 » نسبت دادهاند ، در حالى كه ثاون ، شارح آن در قرن چهارم ميلادى بوده است ؛ بنابراين كتابى كه در جهان اسلام به نام زيج بطلميوس معروف شده مربوط به اين جدولها بوده و با المجسطى هيچ ارتباطى نداشته است . ظاهرا آشنايى مسلمانان با اين زيج در دوران هارون الرشيد از طريق سريانيان بوده است . به احتمال قوى هارون الرشيد در استقرار و انتشار كلمهء زيج در جهان اسلام نقش مهمى داشته است . مسلمانان كتاب ديگرى را به نام « ملحمه » ( معركه ) به نادرست به بطلميوس نسبت دادهاند كه حتى
--> ( 1 ) . تاريخ نجوم اسلام ؛ ص 274 و 275 . ( 2 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 93 . ( 3 ) . همان ؛ ص 91 . ( 4 ) . Theon